تكرار

دوشنبه 14 مهر 1382

سكوت شب را را فقط صداي يكنواخت تايپ كلماتي كه نمي دانم از چه سخن مي گويند در اتاق خواب مي شكند. كارش تمام نشده. شايد دارد چت مي كند. همين صداست كه جانشين طنين كلمات در فضاي خانه شده است.كاش عصر از خانه زده بودم بيرون. دلم تنگ است، آنقدر تنگ كه گشايش صد دريچه هم بازش نمي كند.

فردا دوشنبه است و آغاز هفته ايي ديگر. شروعي است ديگر در خيابانهاي هميشگي شهركه گاهي حضور فصلها رنگشان مي كنند، ، در خيابانهاي هميشگي زندگي كه پاهايت از بر مي شناسندشان و گاهي حضور چاله اي در آنها مايه شگفت و شاديت مي شود. ايستگاههاي مترويي كه بعد از اين همه سال مانند كف دست مي شناسيشان. ديدن چهره هايي كه بعضي شان همزمان با تو مترو ميگيرند.
باز فردا با صداي شنيدن سوت مترو از ترس اينكه درها بسته شوند و من جا بمانم، قدمهايم تند خواهند شد و خودم را با شتاب به داخل مترو كه در هر ايستگاهي دهانش را براي بلعيدن باز مي كند پرت خواهم كرد. كسي بي آنكه بخواهد پايم را لگد مي كند و بلافاصله معذرت مي خواهد. لاي آدمهاي ديگري كه مانند من عجله دارند و مدام به ساعتهايشان نگاه مي كنند پرس خواهم شد. از استشمام بوهاي مختلف به خصوص اگر هوا باراني هم باشد به سرفه خواهم افتاد.
به همكارانم سلامي دوباره خواهم گفت ودر جواب سوالشان كه آيا سرفه ام كمتر شده يا نه،مي گويم مثل هميشه.و براي اينكه چيزي گفته باشم ازشان خواهم پرسيد آخر هفته خوبي داشته ايد؟
زندگي تكرار است. تكرار راه هايي كه در آن هر روز صبح قدم مي گذاري و به طوري كاذب فكر مي كني داري پيش مي روي و سعي مي كني كه يادت برود نيمي از قدمهايت را در راه بازگشت بر مي داري؟
زندگي تكرار است. نوعي اعتياد به تكرار عادتها، به يافتن برخي نشانه ها، به تكرار برخي كلمات.اعتياد به چيزهايي كه كافي است يك روز آنها را نيابيم تا خود پيدا نكنيم. انگاركه هويت ما در تكرار اين عادتها، كلمات، جمله ها و ....خلاصه شده باشد.

يادداشت ها | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.donyayeman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/392


نظرات:

Your words are so soft and touchable, and i am so happy to find your weblog...
That is the way the story goes , and we are all rushing for nothing..

نوشته Orkideh، سه شنبه، 15 مهرماه 1382، 2:29 صبح

شما هم نظر بدهيد: