جاده لاكان

شنبه 22 شهریور 1382

در روز دوم اقامتمان در رشت گشتي در جاده لاكان زديم.



مسيري يك ساعته كه در روشنايي آغازش كرده بوديم و در تاريكي پايان مي يافت.

تصاوير را با ولعي توصيف نشدني مي بلعيدم. غروب خورشيد آنشب آنقدر زيبا بود كه نتوانستم جاودانه اش نكنم.

عکس | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://www.donyayeman.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/385

فهرست سايت هاي که به اين مطلب لينک داده اند:

» "Oral Sex" نوشته "Oral Sex"
Oral sex     [ادامه مطلب]

دنبالکDecember 22, 2005 09:36 AM


نظرات:

عکسهایت فوق العاده است.لذت بردم.

نوشته بدجنس، چهارشنبه، 16 مهرماه 1382، 4:35 صبح

خوش باشید

نوشته jense dovom، پنجشنبه، 27 شهریورماه 1382، 0:41 بعدازظهر

سلام شهرزاد عزيز
اي كاش ميشد بوي برنج رو هم لينك داد! فكر مي كنم، بدون عكس شدن هم آن لحظات جاودانه شده اند. همين كه گفتي نميداني كه نصفه نيمه آمده اي، خودش كافي است. راستي جاده لاكان كه خيلي كوتاه تر بود؟ نكنه از طرف دانشگاه گيلان رفتي و از طرف جاده تهران بيرون آمدي؟ يا شايد مسير ديگري هم ساخته اند كه روح من خبر نداره؟
خب، من هم سعي كردم با كمك عكس هاي تو، يه سري به ” تمش كله “ جاده لاكان زده تا كمي ” ولش “ بچينم. كودكي و نوجواني ام با نام لاكان و امامزاده اش گره خورده. دستت درد نكنه.

نوشته تقي، شنبه، 22 شهریورماه 1382، 11:52 صبح

خوشحالم که می بینم می نویسین

نوشته jense dovom، شنبه، 22 شهریورماه 1382، 8:21 صبح

شما هم نظر بدهيد: